قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
207
ارشاد الزراعه ( فارسى )
شعر تا چند گل نسترن آورد بگلزار * فراش صبا هر طرفش مشگفشان است و كيفيت نهال آن است كه يك شاخه نوچه آن را در حوت بطريق فرهنگ زمين كشيده ، چون سال گرد شود شاخه مذكور را از بوته نيمبر كرده ، گذراند كه ريشه پيدا نمايد و سال دوم از آنجا بركنده هرجا خواهند كارند و هرگاه بوته گل جنگل و كهنه شود و گل بدستور ندهد در فرصتى كه گل باتمام رسد ، از روى خاك ببرند اما نسترن را نيم ذرع گذاشته ببرند كه نوچه پيدا نموده گل بدستور دهد و گل شش ماهه را اگر ببرند بيشتر آنست كه خشك مىشود و اگر خشك نشود بدستور بيشتر روش نمىكند و چون باتمام رسد مجموع را سياه آب نمايند كه اگر كرمى داشته باشد بميرد بعد از آن بدستور آب دهند و سياه آب ننمايند كه ضايع مىشود . رياحين شعر بسيار نكو آمده در باغ رياحين * خوشبوى بنوعى كه چمن همچو جنان است بنفشه بنفشه - كه به عربى بنفسج گويند ، بتمامى سرد و ترند و سرفه را نافع باشند . شعر تا زلف سمنساى بتان ديد بنفشه * افتاد ز پا بى خود و قدش چو كمان است كبود ، از صدبرگ و رسمى و ارغوان و سفيد چون بذر نمايند سبز مىشود ليكن